|
|
تورات
كتاب اشعياء نبي باب يازدهم مينويسد:
« نهالي از تنة (يسّي)[1] بيرون آمده شاخهاي از ريشههايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت...
مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد، و به جهت مظلومانِ زمين به راستي حكم خواهد كرد...
كمربند كمرش عدالت خواهد بود، و كمربندِ ميانش امانت، گرگ با بره سكونت خواهد داشت، و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد، و گوساله و شير و پرواري با هم، و طفلِ كوچك آنها را خواهد راند، و گاو با خرس خواهد چريد و بچههاي آنها باهم خواهند خوابيد، و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شيرخواره بر سوراخ ماربازي خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده دست خود را بر خانة افعي خواهد گذاشت.
و در تمام كوه مقدسِ من ضرر و فسادي نخواهند كرد، زيرا كه جهان از معرفتِ خداوند پر خواهد بود، مثل آبهائيكه دريا را ميپوشاند.»
و هم چنين:
در كتاب دانيال نبي باب دوازدهم آمده است كه:
«در آن زمان امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده (قائم) است خواهد برخاست...
در آن زمان هر يك از قوم تو كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد و بسياري از آناني كه در خاك خوابيدهاند بيدار خواهند شد، اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني.
و حكيمان مثل روشنائي افلاك خواهند درخشيد و آنانيكه بسياري را به راهِ عدالت رهبري مي نمايند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالا باد.
اما تو اي دانيال، كلام را مخفي دار و كتاب را تا زمان آخر مُهر كن، بسياري به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد...
گفتم اي آقايم آخرِ اين امور چه خواهد بود؟
و جواب داد كه اي دانيال برو، زيرا اين كلام تا زمانِ آخر مخفي و مختوم شده است........ خوشا به حال آنكه انتظار بكشد........»
ادامه مطلب
بهعنوان اولين سؤال بفرمائيد كه نقش و جايگاه سينما و رسانههاي صوتي، تصويري در غرب و خصوصاً آمريكا چيست؟
به يك عبارت جهان امروز جهان تصوير است و عمدهترين مصداق اين تصوير سينماست. «پُستمن» در كتاب «زندگي در عيش، مردن در خوشي» خود سه دوره را يا سه سپهر را اصطلاحاً براي انتقال معلومات ذكر ميكند. دورة اول دوره انتقال معلومات به وسيله زبان بود. پدر ميگفت فرزند حفظ ميكرد، دوره دوم دورة مكتوب بود و كتاب حافظ و حامل معنا براي نسل بعدي شد. ايشان سومين دوره را دورة تصوير ميداند كه تصوير سينمايي و تلويزيوني جاي دو موج قبلي نشسته است. البته تحليل ايشان اين است كه اين تصويرها بهصورت خاص دارد ساخته ميشود و به جهان ارائه ميشود، ما در قلمرو افزايش دامنة جهل انسان قرار داريم تا علمش. تحليلي كه پستمن ارائه ميدهد تحليل درستي است و اين تقسيمبندي نسبت به سه دورة انتقال معلومات. واقعيت قضيه اين است كه ما داريم در عصر تصوير و عصر سينما زندگي ميكنيم و عنواني كه شما تحت عنوان دنياي anformatic ، information يا اطلاعات و انفجار اطلاعات داريد عصارهاش تصوير است، يعني از يك طرف ما الان در عصر اطلاعات زندگي ميكنيم كه اين اطلاعات جذابترين، مؤثرترين، كارآمدترين و ماندگارترين شيوة ابراز آن تصوير است. البته فقط اين نيست كه حالا قدرتها دارند از اين عنصر بالاترين استفاده را ميكنند. ذهنيت مخاطبها هم، چنين قدرت و جايگاه پذيرشي را دارد. ما در شبانهروز بين 78 تا 79% اطلاعات دريافتي روزانه را از چشممان بهدست ميآوريم و بقيه حواس درصد بعدي را بهخود اختصاص ميدهند. درعين حال شما اگر به سيستم دريافتي انسان نگاه كنيد ميبينيد كه نيمكرة راست مغز مربوط به علوم حضوري و شهودي بهصورت تصوير است. طبق تحقيقاتي كه طي 10، 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نيمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودي ميكند يعني در آنجا ماندگار است و بزرگترين و عميقترين تأثيرات را روي شخصيت انسان ميگذارد. مجموعة اين قضايا كه من بهصورت مختصر خدمت شما عزيزان ذكر كردم معنايي را ميسازد كه تصوير را كارآمدترين عامل نهتنها براي انتقال معلومات، بلكه تأثيرگذاري روي شخصيت و روان افراد قرار ميدهد. اين مقدمه بهنحوي بيانگر جايگاه تصوير و سينماست...
ادامه مطلب
مهدويت از كي براي غرب يك دغدغه شد؟اولاً، اين نكته را خدمتتان عرض كنم بعد از مسألة ظهور صفويه در ايران و اوجگيري اهداف استعماري غرب نسبت به شرق و اينكه ايران را ميخواست دروازة هند بكند، مسأله مذهب ما هم براي آنها جدّي شد، عثماني سني بود و ما شيعه و آنها هم از اين استفاده كردند.
آنجا بهطور جدّي وارد شناخت مباني مذهبي ما شدند كه از آن براي خود استفاده كنند. يكي از مواردي كه اينها به آن پي بردند مسأله «باب بودن» بود.يعني آنها متوجه شدند كه ما در اعتقادات اسلامي يك منجي داريم كه زماني ظهور ميكند و لذا سعي كردند كه از اين موضوع براي رسيدن به اهداف سلطهجويانه خود استفاده كنند...
ادامه مطلب
